بالاخره بعد از کلی کاغذ بازی و غیره. گروه نمایش ایستگاه در مرکز هنرهای نمایشی ثبت شد و پروانه فعالیت گرفت.
به همه اعضای گروه تبریک میگم بخصوص به خانم شبنم زیرک قشقایی که تمام زحمتها روی دوش ایشان بود
اول: چرا تعجب کردید؟ هیچ اتفاقی نیفتاده ... نه بحث و نه درگیری. اصلا گروه ما حالا با هر اسمی که باشه، افتادن هر اتفاقی را تکذیب می کند. حتما دوستان تئاتری در جریان طرح جدید انجمن های نمایش در استان ها هستند. قضیه ثبت گروه ها را می گویم. ماجرا اینجوری بود که وقتی فرم ها را تحویل دادیم. ریاست ارشاد شهرستان از اسم گروه ما ایراد گرفت. وقتی هم که شاکی شدیم که دلیل این ایراد چیست ... جوابی از ایشان نشنیدیم اما نماینده انجمن نمایش شهرستان فرمودند که مرکز هنرهای نمایشی جریانی را پی ریزی کرده در جهت فرهنگ سازی اسامی گروه های نمایشی. و تمام ایراد نام گروه ما این بود که اسم آرگوس یک اسم خارجی به حساب می آید. به گفته ریاست ارشاد ما : وقتی این همه اسم ایرانی خوب داریم شما چرا اسم خارجی و اجنبی انتخاب کردید؟ ما را باش... این حرف ایشان ما را متوجه یک نکته اساسی کرد. تازه فهمیدیم این همه سال که ما تحت این اسم کار می کردیم و نمایش ارائه می دادیم و به جشنواره های مختلف می رفتیم، عجب آدمهای بی فرهنگی بودیم و خودمان خبر نداشتیم!!!
الغرض این حرف و این حدیث ما را چنان متحول کرد که به شیوه ای کیو سان چهار زانو نشستیم و دست ها را در دهان زدیم و به کله مبارک مان کشیدیم که راه حل چیست. تا اینکه یافتیم (البته نه از نوع ارشمیدوس) با خودمان گفتیم این اسم آرگوس مال آن موقع بود که ما فقط کارهایی درباره مرگ انجام می دادیم ما که دیگر قصد و غرض مان این نیست که کارهایمان بوی مرگ بدهد. ما که طبق تصمیم قبلی مان کارهای مذهبی و طنز و عروسکی هم انجام دادیم. پس قید نام آرگوس را زدیم و به دنبال اسم دیگری گشتیم تا به این اسم رسیدیم : ایستگاه
از این حرفها که بگذریم به گمانم نام گروه چندان مهم نیست. مهم نفرات و تفکر حاکم بر کارهای ماست. باقی بهانه است.
دوم: صحبتی دارم با دوستان خوب خودم. از این به بعد این وبلاگ فقط برای اخبار گروه است. تصمیم گرفتم که نوشته های شخصی خودم را در وبلاگی دیگر به روز کنم.یادداشتهای یک نمایشنامه نویس عنوان آن وبلاگ است. این یک تصمیم شخصی ست. بدون حاشیه و درگیری. من همچنان در خدمت گروه هستم. امیدوارم این حرکت تعبیری بر جدایی از گروه نشود. از دوستان می خواهم که چون گذشته مرا تنها نگذارند.
کار ما با نمایش طنز امل حالا حالاها ادامه دارد. بخصوص این که چند روز پیش مطلع شدیم که متن نمایشنامه امل در بازخوانی جشنواره تئاتر تهران در بخش کودک و نوجوان پذیرفته شده است. باید آماده بشیم برای بازبینی که هنوز معلوم نیست چه موقع است. هر وقت که می خواهد باشد من به گروه خودم ایمان دارم.
اما از جشنواره مهمتر بحث ادامه اجراهای عموم نمایش امل است در دیگر شهرهای استان. پیرو همان اجراهای عموم زنجیره ای و بعد از اجرا در آبادان و شادگان ، فردا بازبینی جهت اجرای عموم در خرمشهر را داریم تا اگر خدا بخواهد در این شهر هم یک تا دوهفته اجرا داشته باشیم. برنامه های دیگری هم جهت اجرا در شهرهای دیگر استان داریم که انشاالله به وقتش خبرهایش را در همین وبلاگ به اطلاعتان خواهم رساند
قابل توجه مسئولان جشنواره فیلم فجر



خبر خیلی خلاصه و دلنشین بود.بعد از جوایز جشنواره فیلم کارلووی واری بخاطر عروس آتش و طبل بزرگ زیر پای چپ این بار حمید فرخ نژاد برای ایفای نقش در فیلم "شب واقعه" بهترین بازیگر جشنواره آسيا - پاسفيك شد. خدا را صد هزار مرتبه شکر که حمید عزیز روز به روز توانایی هایش را بیشتر به اثبات می رساند. جایزه های بین المللی فرخ نژاد رو به ازدیاد است. بی خیال مرغ و سیمرغ.
از صمیم قلب به حمید فرخ نژاد عزیز تبریک میگم
بيانيه انجمن بازيگران سينما به مناسب موفقيت اخير حميد فرخنژاد
خدا را شکر دو سه روزی هست که اجراهای عموم نمایش امل در آبادان شروع شده.این اجراها تا۳۰ آبان در تالار مهر ادامه دارد. اگر یادتان باشد گفته بودم که این اولین نمایش کودک از گروه آرگوس است. به همین خاطر ارج و قرب خاصی دارد.
مضمون کار مذهبی است با چاشنی طنز. با فضایی بومی و محلی
این کارتلفیقی است از نمایش عروسکی در کنار انسان
تلفیق دیگری هم که در این کار مشاهده خواهید کرد مربوط به نوع عروسک هاست. در این کار از عروسکهای دستکشی ، نخی و بن روکو استفاده شده است
بعد از این تاریخ اجراهای ما در شهر های دیگر استان ادامه پیدا می کند
منتظر دیدن شما در سالن نمایش هستیم
بعد از تحریر: هر چه کردم نشد که عکس های نمایش را آپلود کنم. انشاالله در پست بعدی

