ننه دلاور! دژخيمان هم مي ميرند
نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند
من هیچ نگفتم
زیرا من کمونیست نبودم
بعد برای گرفتن کارگر ها و اعضای سندیکاها آمدند
من هیچ نگفتم چون عضو سندیکا نبودم
سپس برای گرفتن کاتولیک ها آمدند من باز هیچ نگفتم
زیرا من پروتستان بودم
سرانجام برای گرفتن من آمدند
دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود !!!
ادامه مطلب
می دونم می دونم.متوجه هستم که فضای وبلاگ تلخ و سیاه شده و باید عوضش کنم. می دونم که کوهیار عزیز کاملا حق داره اگه اون کامنت رو بزاره.باور کنید اگه این مبحث طولانی شد فقط بخاطر اینکه می خواستم نظر دوستان رو بفهمم. ممنون از کامنت های بی پرده شما دوستان و تشکر از همه کسانی که نگران حال من شدند. باید بگم که من خوب خوبم ... حالا حالاها هم قصد زندگی دارم و نمی خواهم بمیرم یا خودکشی کنم. طرح این موضوع فقط یک دغدغه قدیمی بود
از طرفی نمی دونم اگه نجمه سجادی نبود که جلوی حاشیه رفتن های مرا بگیرد چه میشد؟ اوست که مدام دلسوزانه به من گوشزد می کند: «داری از تئاتر دور میشی.» یا « دیگه از تئاتر خبری نیست» من بدون تئاتر؟ محاله. پس بخاطر اینکه حرف این دو عزیز را گوش کرده باشم و کاری را که از مدتها قبل شروع کرده بودم دوباره از سر بگیرم ( بیوگرافی نمایشنامه نویسان بزرگ که خاطرتان هست)... این پست را می گذارم. بیوگرافی ژان ژنه کبیر
بیوگرافی را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
|
ادوارد آلبی و زجر پایان همیشگی
ادوارد آلبی نمایشنامه نویسی بود که هر چند جزو ابزوردیست ها به شمار می رفت اما در آثار خود همواره جامعه امریکا را مورد نقد قرار می داد. ادوارد آلبی در 19 مارس - مصادف با 28 اسفند - در سال 1928 در نیویورک چشم به جهان می گشاید. پدر و مادر اصلی اش به هنگام نوزادی او را به خانواده بزرگ و ثروتمند آلبی می سپارند. رید آلبی، صاحب چند تماشاخانه و همسرش یک مانکن بود که از رید 23 سال کوچکتر بود. |
|
|
ادامه مطلب
|
تیفوس
"بوخنر" نمایشنامه نویسی است که از افکار انقلابی برخوردار بود و آثارش تاثیر عمیق و گسترده ای بر دیگر درام نویسان جهان گذاشت. |
|
کارل گئورک بوخنر در اکتبر 1813 در ارمشتات آلمان چشم به جهان گشود. این نمایشنامه نویس که عمری کوتاه اما پر ثمر داشت از دوران کودکی نبوغ ذاتی و قریحه پر شوری در زمینه یادگیری علم و ادبیات و هنر داشت که در زمینه های اجتماعی خود را نمایان می ساخت. پدرش به حرفه پزشکی اشتغال داشت و همین مساله بهانه ای بود برای اینکه کارل جوان حرفه پدر را پیش بگیرد. |
یک عده از دوستان بیوگرافی چند تا نمایشنامه نویس از من خواستند. در حد امکان چشم. اما باور کنید که بدجور گرفتار این تئاتر هستم. پس اگه خلاصه می نویسم شما ببخشید. از کجا شروع کنیم؟... فکر کنم پیراندلو مناسب باشه.......نظرتون چیه؟

همچنان در جستجوی نویسنده

