تبليغاتX
.:: آرگوس _ سینما تئاتر ::.
آرگوس _ سینما تئاتر
اختصاصی گروه تئاتر آرگوس
» بیوگرافی5 - ژان ژنه چهارشنبه 11 دی1387 1:42

مطرودین همیشگی

ژان ژنه نمایشنامه‌نویسی است که نسبت به افراد مطرود جامعه توجه دارد و به آنها علاقه نشان می‌دهد.

ژان ژنه نمایشنامه نویس مشهور فرانسوی در 19 دسامبر (مصادف با 28 آذر) 1910 میلادی چشم به جهان گشود. او فرزند یک خانواده از هم پاشیده بود. او پس از اینکه چند سال نخست زندگیش را با مادرش به سر می برد، به علت فشار ناشی از مشکلات مالی، مادرش او را رها می کند. ژان به وسیله "موسسه رفاه اجتماعی" به یک خانواده روستایی در منطقه موران فرانسه سپرده می شود. اما در همان دوران کودکی به دلیل جرم کوچکی که انجام می دهد، به حضور در دارالتادیب محکوم می شود و حکم دادگاه بر این قرار می گیرد که تا 18 سالگی در زندان بماند. اما پس از مدتی از زندان می گریزد.
ژنه پس از مدتی به یک لژیون خارجی می پیوندد اما در آنجا هم تاب نمی آورد و از این محل می گریزد. پس از این زندگی ژنه از راه دزدی و سایر فعالیت های خلاف قانون می گذرد. مسافرت های بی هدف از شهری به شهر دیگر و گرفتاری چندین و چند باره در زندان های مختلف فرانسه زندگی این نمایشنامه نویس مشهور را در سال های جوانی تشکیل می دهد. ژنه در یکی از کتاب های خود با عنوان "خاطرات یک دزد" (Les souvenirs d’un voleur) که به بیوگرافی زندگی او محسوب می‌شود، آورده است: "در زمان مشخصی نبود که تصمیم گرفت یک دزد شوم. فقط می دانم که تنبلی و خیال بافی عاقبت مرا به دارالتادیب کشاند و تا سن 21 سالگی در همانجا ماندگار شدم. البته در این فاصله موفق شدم فرار کنم و به دزدی ادامه دهم."
ژان ژنه در سال 1930 در زمانی که فقط 20 سال داشت و از هیچ آموزش خاص درباره ادبیات یا نویسندگی بهره نبرده بود و فقط بر اساس استعداد و توانایی ذاتی خود در امر نویسندگی دست به نگارش می برد. او در زمانی که آوارگی و انجام کارهای خلاف را همچنان ادامه می دهد و همزمان با دوره ای که فرانسه به وسیله آلمانی ها اشغال شده بود، به زندان می افتد. او نخستین داستان خود با عنوان " مادونای گلها " را به سال 1942 در زندان فرن و دومین نوشته اش با نام " معجزه گل سرخ " را در سال 1943 در زندالن سانته به نگارش در می آورد. " معجزه گل سرخ " اثری شعر گونه است که مضمون آن را توجه به مسایل جسمانی و رسوا کننده تشکیل می دهند. این متن همان سال در نشریه ادبی آرابال به چاپ می رسد.
این نویسنده پس از مدتی نگارش داستان را رها می کند و به صورت اختصاصی به نوشتن نمایشنامه روی می آورد. ژنه نخستین متن نمایشی خود با عنوان "نظارت عالیه" را در سال 1947 به رشته تحریر در می آورد. او داستان و فضای این اثر را بر اساس تجربیات زندگی خود خلق می کند. داستان این نمایشنامه در یک سلول زندان می گذرد و بیان کننده بخشی از احساسات، نیازها و نگرش یک  زندانی نسبت به زندان و محیط بیرون است. اصولاً زندگی سخت و نامناسب و به دور از شرایط عادی این نویسنده باعث می شود تا او همواره در آثارش نوعی دلسوزی و حس همذات پنداری نسبت به افراد مطرود و خلافکاران در جامعه داشته باشد. او افراد خلافکار را انسان هایی منفور و غیر قابل تحمل نمی بیند که باید از اجتماع دور انداخته شوند، بلکه نوع واکنش افراد نسبت به مسایل مختلف را حاصل شرایط زیستی و نوع معیشت آنها می داند.
دومین نمایشنامه این نویسنده "کلفت‌ها" نام دارد. این متن با آنکه دومین تجربه نگارش متن نمایشی از سوی ژنه به شمار می رود، اما از چنان استحکام و زیبایی برخوردار است که درهای شهرت را به روی او باز می کند و او را در زمره نویسندگان بزرگ جهانی قرار می دهد. داستان این نمایشنامه در یک اتاق خواب باشکوه به وقوع می پیوندد که به سبک لویی شانزدهم تزیین شده  و از مبلمان بسیار سنگینی برخوردار است و به یک بانوی اشراف زاده به نام مادام تعلق دارد. کلر و سولانژ که کلفت های این بانو هستند و نوعی حس متضاد تنفر و عشق را به ارباب خود دارند، زمانی که وی در خارج از خانه به سر می برند، نوبتی به نقش مادام در می آیند و بخشی از نیازهای درونی خود را بازگو می کنند. روزی این کلفت ها از حضور معشوق ارباب خود با خبر می شوند و آن را به اطلاع پلیس می رسانند. اما پلیس در مدت کوتاهی به دلیل نداشتن مدرک این مرد را آزاد می کنند. کلفت ها از ترس برملا شدن رازشان یک جام آغشته به زهر برای اربابشان می برند، اما مادام به طور اتفاقی جام را نمی نوشد. کلر در یک بازی در بازی سولانژ را مجبور می کند تا جام را به او تعارف کند و او با خوردن زهر جان می دهد. در این نمایش هم چیز بر اساس بازی در بازی تصویر می شود و نویسنده قصد دارد حد فاصل میان واقعیت و خیال را در هم آمیزد تا بخشی از حقیقت ناب زندگی خود را نشان دهد.
صاحب نظران عرصه تئاتر نمایشنامه های ژنه - به خصوص همین نوشته - را به عنوان آثاری در ژانر ابزورد دسته بندی می کنند. در این ژانر نویسنده دست به نگارش نمایشنامه ای سرشار از دیالوگ های فراوان و گاه تکراری می زند و به نوعی عدم برقراری ارتباط میان شخصیت ها در موقعیت های مختلف را به تصویر می کشد. در این نوع نمایشنامه ها نویسنده به نوعی بر دور تسلسل باطل نقش ها و نداشتن هدف و پوچی زندگی شان تاکید می کند و مخاطب را ناظر اصلی این شرایط نامناسب می داند. البته برخی دیگر ژنه را پیشرو اصل پست مدرنیسم می دانند. به این ترتیب که او را در جایگاهی شناسایی می کنند که از دوران مدرن هنری عبور کرده و در پی کشف ظرفیت ها و شرایط دیگری در عرصه تئاتر است.
"بالکن" عنوان دیگر نمایشنامه ژان ژنه است که در سال 1956 پس از "کلفت‌ها" آن را می نویسد. در این نمایشنامه هم نویسنده به استفاده گسترده از بازی در بازی دست می زند. مکان این نمایش بالکن یک عشرتکده است که در زیر نورهای تندو بوهای غلیظ محیطی گنگ و سردرگم را به وجود می آورد که مردان حاضر در آن در میان زنان پرسه می زنند و آرزوها و رویاها و امیال فروخورده خود را دنبال می کنند. این در حالی است که بیرون از این محیط انقلاب فرانسه شکل می گیرد.
"سیاهان" نمایشنامه بعدی ژنه است که در سال 1959 به رشته تحریر در می آورد و در همان سال در شهر پاریس بر صحنه می رود. این نمایشنامه که نویسنده اش به آن "تراژدی طرد" اطلاق کرده است، سیاه پوستانی را به تصویر می کشد که با ماسک سفید بازی می کنند. این نمایش تصویری از افراد تهی دستی است که در محله های پایین زندگی می کنند و از شرایط معیشتی و احساسی بسیار نامناسبی برخوردارند. نمایشنامه "پاراوان‌ها" دیگر متن نمایشی این نویسنده را تشکیل می دهد. او این نمایشنامه در قالب 25 صحنه می نویسد و اجرای کامل آن حدود 5 ساعت به طول می انجامد. داستان نمایشنامه درباره یک گروه الجزایری است که برای به دست آوردن استقلال یا تسلیم و پذیرش وضع موجود دچار تردید و مشکل می شوند. "هنوز می‌جنبند" دیگر اثر این نمایشنامه‌نویس است که بازهم درباره فعالیت استقلال طلبانه الجزایری ها است.
ژان ژنه علاقه وافری به تصنع، فریب و دروغی داشت که بر صحنه تئاتر و داستان های ساختگی آن وجود دارد. او اصرار زیادی به خرج می داد تا صحنه نمایش های خود را بسیار غیر واقعی تصویر کند و قهرمانان قصه های او مطرودین جامعه هستند؛ جنایتکاران، همجنس بازان، فاحشه ها، سیاه پوستان مهاجر، مستخدمین زیر دست و افراد زیر نفوذ نقش های اصلی نمایشنامه های او را تشکیل می دهند.

 بعد از تحریر: اینکه می بینید بعد از بیوگرافی ۳ به بیوگرافی ۵ رسیدیم به این دلیل است که بیوگرافی ۴ که متعلق به ولادمیر مایاکوفسکی بود را در پرونده مرگ های خود خواسته خواندید. فکر نکنید که از دستم در رفته ها!!

نوشته شده توسط محمدرضا قاسمی | موضوع: بیوگرافی | لينک ثابت |

Copyright © 2006 - Site bus: محمدرضا قاسمی