تبليغاتX
.:: آرگوس _ سینما تئاتر ::.
آرگوس _ سینما تئاتر
اختصاصی گروه تئاتر آرگوس
» گزارش اجرا _ 3 یکشنبه 20 اردیبهشت1388 9:43
اجرای روز سوم

از روز پنج شنبه نمایشگاهی از عکس های همین کار که توسط مهدی موسوی گرفته شده بود در لابی تالار ثامن برقرار شد

قسمتی از نمایشنامه:

ستاره: همه چیز مثل یک رویا بود شاید هم یه کابوس... یا ترکیب هر دو... شب عید بود... از در و دیوار خونه سکه و اسکناس مثل بارون سازیر بود سمت ما... اون اونجا نشسته بود... تکیه زده بود به دیوار... بی تفاوت بود و من خوشحال... می چرخیدم و می خندیدم... انگار جشن بود... خونه مال خودمون نبود اما صاحبخونه هم نداشتیم... باورت میشه؟... گفت بیا حساب کتاب کنیم که جچی بخریم و جی نخریم...غرق لذت بودیم... اما یدفعه همه چیز زیر و رو شد...طوفان شد.. همه درختها از بس کمر خم کردند کمر شکن شدند... ساختمانها خراب شدند... زندگی مردم و خودشون توی هوا به این ور و اون ور پرتاب می شدند...آدمها توی هوا بودند...آسمون سرخ شده بود...بخودم اومدم دیدم اونم همراه طوفان رفت...اصلا دست و پا نزد... توی هوا معلق بود و دور می شد... هر چی صداش کردم هر چی تقلا کردم... بی فایده بود...از خواب پریدم... خیس عرق و لبریز ترس... تعبیرش چی میشه؟

پیرزن: توی تعبیرش زندگی کردی

ستاره: زندگی

پیرزن: همین شبی که از سر گذروندی

ستاره: چرا مثل همیشه نمیگی خیره؟

پیرزن: خیره

 

نوشته شده توسط محمدرضا قاسمی | موضوع: گروه آرگوس | لينک ثابت |

Copyright © 2006 - Site bus: محمدرضا قاسمی